الغزالي
مقدمه 13
كيمياى سعادت ( فارسى )
تا با سخنى پندآموز مرا در كار دانشاندوزى راهنما شود . چون به طوس رسيدم سه سال به تأمل پرداختم و با خويشتن خلوت كردم تا همهء تعليقهها را به خاطر سپردم ، و چنان شدم كه اگر بار ديگر دچار راهزنان گردم از دانش اندوختهء خود بىنصيب نمانم . سفر به نيشابور ( 473 ه ق 1080 م ) از اين سخن غزالى كه « چون به طوس رسيدم ، سه سال به تأمل پرداختم . . . » مىتوان نتيجه گرفت كه غزالى پس از بيست و سه سالگى از طوس رهسپار نيشابور شده تا از محضر عالم بلند آوازه ، امام الحرمين أبو المعالى جوينى ، بهرهور شود . غزالى در محضر اين استاد نامدار چنان كوشيد و درخشيد كه پس از يكى دو سال در شمار بهترين شاگردان وى جاى گرفت ، و امام الحرمين چنان شيفتهء اين شاگرد درس خوان و هوشيار گرديد كه در هر محفلى به داشتن شاگردى چون او به خود مىباليد . اين دوره از دانشاندوزى غزالى كه سبب شد در جمع فقيهان نيشابور مشهور و انگشتنما شود ، بيش از پنج سال نپاييد ، يعنى چون چراغ زندگى امام الحرمين به سال 478 هجرى خاموش شد ، غزّالى در حدى از دانش دينى روزگار خود رسيده بود كه ديگر نيازى به استاد نداشت ، يا آنكه استادى كه برايش قابل استفاده بوده باشد پيدا نكرد ، بنابراين به نگارش و پژوهش پرداخت تا شايستهء مسند استادى شود . آشنايى با خواجه نظام الملك طوسى ( 478 ه ق 1085 م ) در اين سال غزالى به لشكرگاه ملكشاه سلجوقى ، كه در نزديكى نيشابور واقع بود ، راه يافت و به خدمت همولايتى سياستمدار خود خواجه نظام الملك طوسى پيوست . در محضر اين وزير شافعى مذهب و ادب دوست و گوهرشناس ، بارها با فقيهان و دانشوران به مناظره پرداخت ، و در هر مورد بر مخالفان عقيده و انديشهء خويش پيروز گشت . ديرى نپاييد كه خواجه نظام الملك با اشتياق به -